مکالمات کوتاه و مفید در موضوعات روزمره که برای همه ممکن است پیش بیفتد بسیار می تواند برای آموزش زبان انگلیسی مفید واقع شود و شما نیز می توانید از مکالمات کوتاه و کارآمد در موضوعات عمومی استفاده کنید و آن ها را یاد بگیرید و با تمرین و گوش دادن به مکالمات می توانید یادگیری خود را تثبیت کنید.

اگر می خواهید سریع زبان اگلیسی را یاد بگیرید باید هم از گوش و هم از چشم و هم از خواندن روی متن استفاده کنید . چون وقتی که از هر سه عنصر استفاده می کنید می توانید خیلی بهتر از قبل مطالب را درک کنید.

اگر به مکالمه انگلیسی دقت کنید می توانید تلفظ کلمات را به خوبی یاد بگیرید تا دفعات بعد دچار اشتباه در تلفظ کلمات نشوید. اگر شما قبلا از آموزش های دیگر زبان انگلیسی استفاده کرده باشید می توانید با استفاده از این آموزش ها تفاوت را احساس کنید.

بریل واسه الن بدن انسان رو توضیح میده!
در حال بارگذاری ویدئو آموزشی...

فارسی:

+مهمان بعدی ما،تمام عمرش رو صرف تحصیل علم کرده و اخیرا تصمیم گرفته مسیرش رو عوض کنه

او حالا وقتش رو صرف آموزش آناتومی انسان به مردم میکنه

لطفا دانشمند چهارساله ی ما بریل و مادر کری رو تشویق کنید

تو الان چهار سالته

دفعه ی آخری که دیدمت تولدت بود،درسته؟

-بله درسته

+چه هدیه ای گرفتی؟

-یک بازی به اسم اسکربل(بازی با کلمات)

+اسکربل.توی اسکربل حرفه ای هستی؟

-من هنوز دارم هجی کردن کلمات رو یاد می گیرم

+درسته.اسکربل برای تو یک هدیه فوق العادست
روز ولنتاین چی؟
برای روز ولنتاین چیکار کردی؟

-عکس های روز ولنتاین رو گرفتم و یه خرس هم درست کردم

*خرس درست کرده

+تو یه خرس ساختی؟

تو خرس درست کردی؟

-من برای خرسم صدا گذاشتم

*اون برای خرسش صدا گذاشته

+چه صدایی گذاشتی؟

-صدای واق واق

+واق واق؟یعنی مثل سگ واق واق میکنه؟

-آره

+خیلی بامزه هست یعنی یک خرس سگی واق واقو

تو قبلا همه چیز رو درباره ی جدول تناوبی عناصر یاد گرفتی اما الان تصمیم گرفتی راجع به بدن انسان یاد بگیری

من قراره آقای استوان رو بیارم اینجا و چندتا سوال ازت بپرسم،چون انگار تازه یاد گرفتی. درسته کری؟

*آره

+چند وقته بریل نسبت به این قضیه علاقه مند شده؟

-آقای استخوان رو آوردن

+آره این آقای استخوان هست

من بهت چوب اشاره گر میدم و قراره ازت سوال بپرسم

-متشکرم

این اشاره گر منه

+من ازت میپرسم که بهم نشون بدی ترقوه کجاست؟
و راجع به ترقوه برامون صحبت کن

-این کمکم میکنه که دستم برسه

+باشه

-چون این از من بزرگتره

+آره این از تو بزرگتره

راجع به ترقوه برامون بگو

-این از دستم بزرگتره

این رایج ترین شکستگی در تمام بدن انسان هست

*رایج ترین شکستگی در بدن انسان

+واو بسیار خب

جمجمه کجاست؟برامون از جمجمه بگو

-این جمجمه هست

+درسته این جمجمه ست

-پیشانی،جداری،گیجگاهی و پس سری

-و کشکک؟

-این دقیقا اینجاست

+برامون از کشکک بگو

-نوزادان بدون کشکک به دنیا میان،مسخره نیست؟

+خیلی مسخره ست که بچه ها بدون کشکک به دنیا میان
از چه زمانی کشکک بچه ها به وجود میاد؟

-بین دو تا شش سالگی کشکک به وجود میاد
نوزادان با کشکک به دنیا میان اما توی عکس برداری ایکس ری کشکک دیده نمیشه که معنیش اینه که کشکک اونا استخوان سخت محسوب نمیشه

+اوکی دکی!
بعضی اوقات من میرم خونه و احساس خوبی نسبت به خودم دارم و بعضی اوقات نه!

اسکپولا(کتف) رو بهم نشون بده

-پشت آقای استخوان

+راجع به اسکپولا برامون بگو

-این یک کلمه لاتین هست به معنی تیغ

+کلمه ی لاتین به معنی تیغ

-آره

+آره
خب بجای…

-یعنی به جای اسکپولا میتونیم بگیم تیغه ی شانه

+درسته

جناغ سینه ، جناغ سینه رو بهم نشون بده

-اینجاست،این به من کمک میکنه جناغ سینه رو بهتون نشون بدم
این استخوان از چندین اندام حیاتی مثل قلب محافظت میکنه

+بسیار خب
تو خیلی فوق العاده ای من فکر می کنم این شگفت انگیزه
من نمیدونم دفعه بعدی که بیای اینجا چه چیزهایی یاد گرفتی

انگلیسی:

Our next guest has dedicated her entire
life to studying the field of science and

recently, she made the decision
to change her career path and

dedicate her time to teaching
everyone about the human anatomy.

Please welcome back our four year old
expert, Brielle, and her mom, Carry.

You’re four years old now,
it was your birthday last time I saw you.

Yes, it was.

What did you get?

I’ve got a game called Scrabble.

Scrabble.

Are you good at Scrabble?

I’m still sounding out my words.

Yes.
[LAUGH] That’s a wonderful gift

to get Scrabble like that.

And Valentines Day,
what’d you do for Valentines Day?

Took my Valentine’s Day pictures and
also went to Build A Bear.

Went to Build a Bear.

Build a Bear.

Did you build a bear?

I put a sound and a smell in my bear.

She put a sound and smell in her bear.

What kind of sound?

A bark.

A bark, so
that it would bark like a dog?
Yeah.

That’s cute, it’s a barking doggy bear.

Now you’re learning about, you know
everything about the periodic table, but

now you’ve decided to learn
about the human body.

I’m gonna bring Mr. Bones out and
we’re gonna go over here and

I’m gonna ask you some questions because
this is relatively new, right, Carey?

Yes.
How long has Brielle been interested?

This is Mr. Bones right here.

Yes, that is Mr. Bones.

I’m gonna give you a pointer.

Thank you.
And I’m gonna ask you.

Thank you.
There you go.
She already knows it.

This is my pointer.

I’m gonna ask you to show
me where the clavicle is, and

tell me about the clavicle.

This helps me reach it.

Okay.

Because it’s bigger than me.

Yes, it is bigger than you.

Tell me about the clavicle.

And it’s further than my arm.
It’s the most common fractured
bone in the whole human body.

Most commonly fractured
bone in the human body.

Wow, okay.

Where is the skull and
tell me about the skull.

That’s the skull.

Yep, that’s the skull.

That’s the frontal and the parietal and
the temporal and the occipital.

[APPLAUSE] And the patella.

It’s right there.

Tell me about the patella.

Babies are born without kneecaps.

Isn’t that crazy?

[LAUGH] It is crazy that
babies are born without kneecaps.
When do they start getting kneecaps?

They don’t show up until
they’re two to six years old.

Babies are born with kneecaps but
they don’t show up very well

on x-ray because they are not
which means hard bone.

[LAUGH] Okie dokie and then-

[LAUGH]

Sometimes I go home and

feel good about myself and
sometimes I don’t.

[LAUGH] Scapula, show me that.

It’s behind Mr. Bones.

And tell me about the scapula.

It’s a Latin word that means blade.

It’s a Latin word that means blade.

Yeah.
Yeah.
Instead of, yeah.

Instead of shoulder scapula,
you can say shoulder blade.

Yes, yes.

And the sternum.
Show me the sternum.

It’s right here.

This helps me touch the sternum.

It protects several vital organs and
the heart.

[LAUGH] [APPLAUSE]

All right.
[APPLAUSE] You are so impressive.

I think that this is amazing.

I don’t know what you’re gonna be
learning next time you’re here.

نیاز به مدیریت
در حال بارگذاری ویدئو آموزشی...

فارسی:

آنا: کمک، کمک!

تام: به ما کمک کنید! ما اینجا گیر کردیم.

گوینده: ای خدا. یادت میاد تام و آنا تو کابینت انبار گیر کردن؟

میخوان چیکار کنند؟

و مردم چی میگن وقتی اینجا پیداشون کنند؟

من این حس رو دارم که همین موقع هاست که بفهمیم…

دنیس: خدااا، اون چیه؟ آنا تویی؟ و تام این تویی؟

آنا: بله کمک! ما این تو گیر کردیم.

دنیس: نترسید، من کلید دارم. این از این. آخه چطوری شما …

تام: … اینطوریا که به نظر میاد نبوده دنیس. ما فقط داشتیم…

آنا: … داشتیم دنبال نامه ها میگشتیم.

دنیس: واقعا؟

آنا: بله، آره واقعا. در محکم بسته شد و ما از تو پشت در موندیم وقتی تام اومد تو.

تام: آره، اون درست میگه. من فقط اومدم تو، و در رو بستم و بنگ.

دنیس: هووم. بیایید این رو بین خودمون نگه داریم باشه.

(کلامی با آنا) فکر میکردم سلیقه بهتری داشته باشی آنا!

پال: آه آنا اینجایی تو، من باید یه چیزی بهت بگم …

اوه، چهرت یه جوری نشون میده انگار وقتی مچت رو گرفتن که داشتی کاری که نباید انجام میدادی! ها ها.

آنا: … ولی من کاری نکردم.

پال: دارم شوخی میکنم آنا. حالا میشه بیای به دفتر من،

ما باید باز هم درباره استراتژی بازاریابی اروپا جلسه بذاریم. (touch base گل زدن در بیس بال)

آنا: مگه داریم بیس بال بازی میکنیم؟!

گوینده: نه آنا! “Touch base”. اون میخواد ببینه تو چطوری عمل میکنی،

احتمالا برای اینکه ببینه اوضاع تو چطوره. برو آنا، برو ببین چی داره برای گفتن.

آنا: آهان فهمیدم. اون در که قفل نمیشه میشه؟

پال: نه، فکر نکنم. خب آنا. بیسکویت؟ اینایی که با بادام زمینی هستند خیلی خوبن.

خب پروژه چطور پیش میره؟

آنا: خب، من همینطوری بدون شناخت به چند نفر زنگ زدم و یک سفارش از یک شرکت فرانسوی دارم.

پال: درسته. خیلی عالیه ولی آیا اونها جاهای نقطه چین شده رو امضاء کردن؟

آنا: نقطه چین ها؟

پال: آیا اونها قرارداد رو امضاء کردن تا الان؟

آنا: خب، نه ولی …

مشکل همینجاست. یک شرکت رقیب هستش که اونا هم بازار اروپا رو هدف گذاری کردن به اسم Tutti Fruity

و اونها هر کاری انجام میدن که مشتری های ما رو بدزدند.

آنا: حالا فهمیدم.

پال: بنابراین، برای اینکه سرمون رو بالای آب نگه داریم، و به یک استراتژی واضح نیاز داریم …

و برای همین تو رو مسئول این کار کردم. خب حالا چه کاری باید انجام بدیم؟

گوینده: من این احساس رو دارم که پال اصلا هیچ ایده ای نداره – برای همین از تو خواسته تا ایده بدی.

آنا: فکر میکنم تو راست میگی – ولی من نمیدونم چی بگم.

گوینده: بهش بگو ما باید قیمت رقبا رو از بازار خارج کنیم،

این یعنی که پایین ترین قیمت رو بدیم که هیچکسی دیگه نتونه از رقبا پلاستیک بخره.

تو میتونی بگی ما بایستی کنترل بازار رو به دست بگیریم.

این به این معنی هست که Tip Top Trading تمام بازار میوه های پلاستیکی رو در دست بگیره.

آنا: اوه، مرسی. این خیلی کمک خوبیه.

پال: خب آنا، هیچ فکری داری؟

آنا: خیلی زیاد پال. من فکر میکنم ما باید برای قیمت رقابت کنیم.

پال: واقعا؟

آنا: ما باید از لحاظ قیمت Tutti Fruity رو از بازار خارج کنیم.

ما باید بازار رو در دست بگیریم که همه بدونند ما بهترین انتخاب برای بهترین کیفیت،

و بیشترین ارزش خرید میوه های پلاستیکی رو داریم.

پال: خوشم اومد!

آنا: و … و …

گوینده: بهش بگو ما باید رابطه خوبی با مشتریان خودمون بسازیم

این یعنی که بهشون خدمات خوبی ارائه کنیم.

آنا: … ما باید رابطه خوبی با مشتریان خودمون بسازیم.

باهاشون بیشتر صحبت کنیم، هدیه براشون ارسال کنیم… باهاشون جلسات رو در رو داشته باشیم.

پال: رو در رو؟ بله، ایده خوبیه – دقیقا همونی که فکر میکردم.

اگر این استراتژی رو دنبال کنیم و فکر میکنم برای همه ما تشویقی در نظر گرفته میشه تا کریسمس.

گوینده: کارت عالی بود آنا. خیلی قانع کننده بود.

اگر بتونی ایده هات رو به کار بگیری میتونی شرکت رو نجات بدی.

بیاید به یادمون بیاریم کلماتی که تو استفاده کردی برای درست کردن استراتژی بازاریابی اروپا …

ما باید برای قیمت رقابت کنیم.

ما باید از لحاظ قیمت رقبا رو از بازار خارج کنیم.

ما بایستی کنترل بازار رو به دست بگیریم.

ما باید رابطه خوبی با مشتریان خودمون بسازیم.

گوینده: خب، به نظر میاد همه چیز برای آنا داره خوب پیش میره … واقعا اینطوریه؟

دنیس: آنا! آنا! اون مرده از فرانسه دوباره تماس گرفت و یک پیغام گذاشت.

این بار خوشحال نبود. یه چیزی از ما گفت که میخوایم بهشون بندازیم!

آنا: چی؟ بهشون بندازیم؟

دنیس: یعنی داریم زیاد ازشون پول میگیریم یا داریم کالا های بی کیفیت میدیم بهشون.

آنا: این عادلانه نیست. من باید این رو حل کنم.

گوینده: همینه آنا – برو و یک رابطه خوب با مشتری بساز

انگلیسی:

Anna: Help, help!

Tom: Help us! We’re locked in.

Narrator: Oh dear. Do you remember that Tom and Anna are locked in the stationery cupboard?

What are they going to do?

And what will people say when they are discovered in there?

I have a feeling we’re about to find out…

Denise: Goodness, what’s that? Anna is that you? And is that you Tom?

Anna: Yes, help! We’re locked in.

Denise: Don’t panic, I’ve got the key. There. How on earth…

Tom: …it’s not how it looks Denise. We were just… erm…

Anna: …just looking for envelopes.

Denise: Really?!

Anna: Yes, yes, really. The door slammed shut and locked from the inside when Tom walked in.

Tom: Yeah, she’s right. Just walked in, and shut the door and bang.

Denise: Hmm. Let’s just keep it our little secret shall we.

(Aside to Anna) I thought you had better taste Anna!

Paul: Ah there you are Anna, I need a word with you…

Oh, you look like you’ve been caught doing something you shouldn’t! Ha ha.

Anna: …but I haven’t.

Paul: Just joking Anna. Now could you step in to my office,

we need to touch base about the European marketing strategy.

Anna: Are we playing baseball?!

Narrator: No Anna! Touch base. He wants to catch up with you,

probably to see how you’re getting on. Go on Anna, let’s see what he has to say.

Anna: Oh I see. That door doesn’t lock does it?

Paul: No, I don’t think so. Right Anna. Biscuit? These new peanut ones are quite nice.

So how are things with the project?

Anna: Well, I’ve done some cold calling and have an order from a company in France.

Paul: I see. Very impressive but have they signed on the dotted line yet?

Anna: The dotted line?

Paul: Have they actually signed the contract yet?

Anna: Well, no, but…

Paul: …that’s the problem. There’s a rival company who’s also targeting the European market called Tutti Fruity –

and they’ll do anything to steal our customers.

Anna: Oh I see.

Paul: So, to keep our head above water, we need a clear strategy…

and that’s why I’ve put you in charge. So what shall we do?

Narrator: I’ve a feeling Paul hasn’t a clue – that’s why he wants you to come up with the ideas.

Anna: I think you’re right – but I don’t know what to say.

Narrator: Tell him we need to price the rivals out of the market,

that means offer the lowest prices so nobody wants to buy plastic fruit from our rivals.

You could say that we need to corner the market,

that means Tip Top Trading dominates the plastic fruit market.

Anna: Oh, thanks. That’s very useful.

Paul: So Anna, any thoughts?

Anna: Lots Paul. I think we’ve got to compete on price.

Paul: Oh yes?

Anna: We need to price Tutti Fruity out of the market.

We need to corner the market so that everyone knows we are the best choice for good quality,

good value plastic fruit.

Paul: I like it!

Anna: And… and…

Narrator: Tell him we need to build good relationships with our customers –

that means we give them good service.

Anna: …we need to build good relationships with our customers.

Talk to them regularly, send them gifts… go and meet them face to face.

Paul: Face to face? Yes, great idea – just what I was thinking.

If we follow this strategy I reckon there could be a bonus for us all by Christmas.

Narrator : Well done Anna. Very convincing.

If you can put your ideas into practice you’ll save the company.

Let’s remind ourselves of the words you used to create the European marketing strategy…

We’ve got to compete on price.

We need to price the rivals out of the market.

We need to corner the market.

We need to build good relationships with our customers.

Narrator: Well, things seem to be going well for Anna… or are they?

Denise: Anna! Anna! That man from France has called again and left a message.

He’s not happy this time. Something about us trying to rip them off!

Anna: What? Rip them off?

Denise: It means over charging them or giving them poor quality goods.

Anna: That’s not fair. I’m going to have to sort this out.

Narrator: That’s it Anna – go and build a good relationship with your customer!

Fresh Off the Boat

این محتوا تنها برای کاربران دارای اشتراک ویژه است. با تهیه اشتراک ویژه به همه محتواهای آموزشی سایت دسترسی خواهید داشت.

تهیه اشتراک ویژه

How To Make Fast Decision Part 2

این محتوا تنها برای کاربران دارای اشتراک ویژه است. با تهیه اشتراک ویژه به همه محتواهای آموزشی سایت دسترسی خواهید داشت.

تهیه اشتراک ویژه

چگونه کتاب می توانند ذهن شما را باز کنند قسمت اول

این محتوا تنها برای کاربران دارای اشتراک ویژه است. با تهیه اشتراک ویژه به همه محتواهای آموزشی سایت دسترسی خواهید داشت.

تهیه اشتراک ویژه