یکی از آموزش های این قسمت دو نفر درباره گربه ها صحبت می کنند و عنوان این قسمت “اون ها گربه های تو هستن؟” است که یک نفر عکس گربه ها می بیند و سوالاتی درباره گربه ها از طرف دیگر می پرسد و همین طور مکالمه را ادامه می دهند و بحث به باغ وحش می کشد. در این مکالمه که کمی نیز طولانی هست می توانید با نام انواع حیوانات آشنا بشوید.

این آموزش زبان انگلیسی در سطح مقدماتی هستند ولی کمی طولانی هستند و ممکن است متوجه نشوید برای همین می توانید از متن های فارسی که در هر قسمت وجود دارد استفاده کنید و یاد بگیرید.

فایل های صوتی هر مکالمه کمک شایانی به یادگیری شما در مکالمه انگلیسی می کند و بهتر است چندبار از این فایل صوتی مکالمه استفاده کنید تا خوب یاد بگیرید.

همه با چیزی که گفتی موافق نیستن.
در حال بارگذاری ویدئو آموزشی...
فارسی:

آلدو : تو میدونی من چقدر میخواستم اسپانیایی یاد بگیرم، درسته؟

این سیستم فوق العاده رو ببین که من میتونستم نصف قیمت داشته باشم. خب، تا دیروز میتونستم.

سوفیا : اوه، بیخیال. گول این چیزا رو نخور. تو نمیتونی زبان رو تو خواب یاد بگیری.

آلدو : نمیدونم. اونها میگن بر اساس علم مغز هستش.

و بدون ریسکه. پولت رو پس میگیری اگر یاد نگیری. پس باید حقیقت داشته باشه.

سوفیا : اوه، آلدو. این فقط رویا پردازانه هستش. به این فکر کن چقدر طول کشید تا انگلیسی یاد بگیری.

آلدو : ولی تو داری دو تا چیز مختلف رو با هم مقایسه میکنی.

اسپانیایی یاد گرفتن خیلی راحت تر از انگلیسی یاد گرفتن هستش برای ایتالیایی زبان ها مثل من.

سوفیا : این جای بحث داره. همه با چیزی که گفتی موافق نیستن.

حالا هرچی. هر زبان جدیدی به مطالعه و تمرین زیادی نیاز داره.

آلدو : ولی من متنفرم که مجبورم کنند گرامر یاد بگیرم. به این روش فکر کنم دیگه مجبور نیستی.

سوفیا : متاسفم. دو تا راه براش هست. یاد گرفتن زبان کار میبره … بهت بگم چیکار کنی.

من خودم بهت اسپانیایی یاد میدم! از الان تا آخر سال، ما دو شب در هفته با هم شام میخوریم.

ما به اسپانیایی صحبت میکنیم. سریع یاد میگیری.

آلدو : تو واقعا جدی میگی؟ من حاضرم برای کلاس ها بهت پول بدم.

سوفیا : امکان نداره. فقط تو اون شب ها برای من شام خوب ایتالیایی درست کن، اینطوری باهم برابر میشیم. خیلی حال میده!

آلدو : شام؟ مشکلی نیست! من که به هر حال باید درست کنم … سوفیا، این سخاوتمندی تو رو نشون میده.

سوفیا : خب، تو کلی به من لطف داشتی تو محیط کار. فکر منم یکی بهت بدهکارم!

انگلیسی:

A : I wonder where Stacey is. She said she’d be here by ten.

B : Do you think something happened?

A : No idea. But I’m sure it’s nothing.

I’ll bet she got stuck in traffic.

B : I suppose you’re right. But I’m surprised she hasn’t called.

A : I am, too.

B : There must be a good explanation.Maybe she left her phone at home.

A : Could be. I forget mine all the time.

اون ها گربه های تو هستن؟
در حال بارگذاری ویدئو آموزشی...

فارسی:

پم : چه عکس خوبی. هی، اونها گربه های تو هستن؟

کارینا : آره، اونا بچه هامن. اون خاکستری رو از خیلی وقت پیش داریم. اون الان تغریبا هفده سالشه.

پم : امکان نداره! خیلی سلامت به نظر میاد. سفیده چطور؟

کارینا : ما فکر میکنیم اون خیلی جوان هستش. در واقع، اون تمام تابستان رو در اطراف خونه ما میگشت، و به نظر میومد که کسی ازش مراقبت نمیکرد.

ما خیلی دلمون سوخت براش، برای همین آوردیمش تو.

پم : چه گربه خوش شانسی! مثل یکی از اعضای خانواده به نظر میاد.

ولی شرط میبندم اونی که بزرگتره خیلی براش مهم نبود که یه گربه جدید اطرافش باشه.

کارینا : خب، اون فکر میکنه هنوز یه گربه ملوس خونگی هستش؛ اون تمام وقت فقط میخواد بازی کنه.

ولی من فکر میکنم اون (ماده) حسابی با اون یکی (نر) داره کنار میاد. واقعا خیلی صبوره.

پم : از روی عکس، به نظر میاد اونه (ماده) تصمیم میگیره.

کارینا : کاملا. اون بازیگوشی نمیکنه.

اگر نره خیلی سر سختی کنه، میدونه چطوری اون رو سر جاش بنشونه. هی، تو هچ حیوان خونگی داری؟

پم : نه، نداریم. اگر بخوایم احساس در کنار حیوانات بودن رو داشته باشیم، به باغ وحش میریم.

کارینا : راستش، من خیلی باغ وحش برام جذاب نیست. فقط اینطور فکر نمیکنم که حیوانات میبایستی حبس بشند در قفس های کوچیک.

پم : به طور کل من باهات موافقم. ولی باغ وحش محلی ما اصلا اونطوری نیست.

پستانداران بزرگ فضای بیرونی بزرگی دارند. خیلی مهربانانه هستش، فکر میکنم.

کارینا : خب، این خوبه. فکر میکنم ما نبایستی اینطور فرض کنیم که حیواناتی که در قفس هستند باهاشون رفتار خوبی نمیشه.

انگلیسی:

Pam : Nice picture. Hey, are those your cats?

Karina : Yeah, they’re my babies. We’ve had the gray one a long time. She’s almost seventeen now.

Pam : No way! She still looks so healthy. What about the white one?

Karina : We think he’s pretty young. Actually, he was hanging around outside our house all summer, and it didn’t seem like anyone was taking care of him.

We felt sorry for him, so we took him in.

Pam : Lucky cat! He looks like a member of the family now.

But I’ll bet the older one wasn’t too crazy about having a new cat around.

Karina : Well, he thinks he’s still a kitten; he just wants to play all the time.

But I’d say she puts up with him pretty well. She’s really patient.

Pam : From the picture, it looks like she’s the one in charge.

Karina : Definitely. She doesn’t fool around.

If he gets too rough, she knows how to put him in his place. Hey, do you have any pets?

Pam : No, we don’t. When we feel like being around animals, we go to the zoo.

Karina : Actually, I’m not too crazy about zoos. I just don’t think animals should be cooped up in small cages.

Pam : Normally I’d agree with you. But our local zoo isn’t like that at all.

The larger mammals have plenty of outdoor space. It’s pretty humane, I think.

Karina : Well, that’s good. I guess we shouldn’t just assume that animals in captivity aren’t treated well.

چی دوست داری بدونی؟

این محتوا تنها برای کاربران دارای اشتراک ویژه است. با تهیه اشتراک ویژه به همه محتواهای آموزشی سایت دسترسی خواهید داشت.

تهیه اشتراک ویژه

سیگارم اذیتت نمیکنه؟

این محتوا تنها برای کاربران دارای اشتراک ویژه است. با تهیه اشتراک ویژه به همه محتواهای آموزشی سایت دسترسی خواهید داشت.

تهیه اشتراک ویژه

آره فکر کنم...

این محتوا تنها برای کاربران دارای اشتراک ویژه است. با تهیه اشتراک ویژه به همه محتواهای آموزشی سایت دسترسی خواهید داشت.

تهیه اشتراک ویژه