گرامر

کاربرد be about to در زبان انگلیسی

آنچه در این مطلب میخوانید

be about to

نزدیک به رخ دادن بودن، در شرف رخ دادن بودن

The ceremony was about to begin.

مراسم داشت شروع می شد.

As the elevator doors were about to close, someone pushed the open button outside.

در آسانسور که در شُرُف بسته شدن بود، کسی دکمه باز کردن بیرونِ در را فشرد.

We were just about to leave when Jerry arrived.

درست وقتی داشتیم آنجا را ترک می کردیم جری رسید.

 

مثال ها:

Now he was about to leave Harvard.

حالا او در آستانه ی ترک هاروارد بود.

He was about to graduate in the top five from Harvard Law School.

او در آستانه ی فارغ التحصیل شدن بین پنج نفر برتر دانشکده حقوق هاروارد بود.

The men were about to fight when Captain Scott walked down the stairs.

دو مرد داشت دعوایشان می شد که ناخدا اسکات پله ها را پایین آمد.

I had a feeling that our relationship was about to change for the worse.

این احساس را داشتم که رابطه مان در آستانه ی تغییر به وضعیتی بدتر است.

پیشنهاد ما:  کاربرد و معنی can't help در زبان انگلیسی

این آموزش ها ممکنه برایتان مفید باشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *