across

در عرض، آن طرف، سراسرِ، از این طرف تا آن طرف

He walked across the street.

او عرض خیابان را طی کرد، او به آنطرف خیابان رفت.

 

با along در زبان انگلیسی مقایسه کنید:

He walked along the street.

او طول خیابان را پیمود.

They’re building a new bridge across the river.

آنها دارند روی رودخانه پلی می سازند (پلی از این طرف به آن طرف پل می سازند.).

We traveled across China.

داخل چین سفر کردیم.

The bird fly across the sky.

پرنده ها در آسمان پرواز می کنند. پرنده ها پروازکنان آسمان را طی می کنند.

Across the street was a big building.

آن طرف خیابان ساختمان بلندی بود.

There were demonstrations across US.

سراسر ایالات متحده تظاهرات هایی برگزار شد.

across from

روبروی

They lived across the street from each other.

خانه آنها روبروی هم بود (دو طرف خیابان، روبروی هم زندگی می کردند).

 

یک معنی دیگر across برای نشان دادن یک گستره از چیزهاست.

We need to test students’ ability across a range of subjects.

ما باید توانایی دانشجویان را بر اساس طیفی از درس ها تست کنیم.

The figures show that across the economy there has been steady growth.

این اعداد نشان می دهد که در اقتصاد رشد پایداری وجود داشته است.

Across many subjects

شامل تعداد زیادی درس

Across many industries

شامل صنایع زیادی

مثال ها:

Shall we hike across the fields?

می خواهی تا آن سر مزارع پیادہ گردی کنیم؟

Then he carried him across the river.

بعد او را از رودخانه رد کرد.

Suddenly, a man ran across the street.

یکدفعه، مردی وسط خیابان پرید.

Suddenly, a man ran across the street.

یکدفعه مردی وسط خیابان دوید (مردی دوید به آنطرف خیابان برود).

A man cam out walked across to me.

مردی بیرون و به سمت من آمد.