گرامر

کاربرد و معنی away در زبان انگلیسی

away

دور از جایی

در ترکیب با افعال مختلف معمولا به معنای دور شدن از جایی است:

take away

چیزی را (از جایی) بردن

don’t run away!

فرار نکن!

take it away with yourself.

آن را با خودت ببر.

fly away

پروازکنان از جایی دور شدن و رفتن

The bird flied away.

پرنده پرواز کرد و رفت.

go away, be away

از جایی رفتن، جایی نبودن، برای تعطیلات جایی رفتن

I went away.

از آنجا رفتم (مثلا به تعطیلات رفتم).

I was away for six month.

شش ماه آنجا نبودم.

When I looked at her she moved away.

وقتی به او نگاه کردم عقب رفت (از من فاصله گرفت).

The car drove away.

ماشین راند و رفت.

 

ترکیبات دیگر با حرف اضافه ی away معناهای دیگر متفاوتی تولید می کنند:

give away = بخشیدن

put away = جمع و مرتب کردن جایی

turn away = رو برگرداندن

burn away = بیهوده سوختن

مثال ها:

‘He’s got away, sir,’ said one.

یکی از آنها گفت «او در رفته، قربان.»

The hard rock broke away easily.

سنگ راحت کنده شد.

The Captain turned away from me.

ناخدا از من رو برگرداند.

She’s tanned. Has she been away?

برنزه کرده. تعطیلات بوده؟

پیشنهاد ما:  درس 12: gerunds, Modals for necessity and recommendations

این آموزش ها ممکنه برایتان مفید باشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *