گرامر

کاربرد و معنی Be supposed to در زبان انگلیسی

Be supposed to

قرار بودن، مورد انتظار بودن، باید (بدون الزام)

I am supposed to be here.

من قرار است اینجا باشم.

Nolan’s new movie is supposed to be a masterpiece.

انتظار می رود فیلم جدید نولان یک شاهکار باشد.

فیلم جدید نولان باید یک شاهکار باشد.

You’re not supposed to park your car here.

قرار نیست (=نباید) ماشینت را اینجا پارک کنی.

The plan is supposed to be a secret, but everybody seems to know about it.

این نقشه قرار است یک راز باشد، ولی همه به نظر از آن خبر دارند.

Jane was supposed to phone me last night, but she didn’t.

جین قرار بود دیشب به من زنگ بزند، ولی نزد.

He was supposed to be here at 9.

قرار بود ساعت 9 اینجا باشد.

مثال ها:

It’s supposed to be a barbecue.

می گویند (یا قرار است) یک باربیکیو باشد.

What’s that supposed to mean?

این مثلا قرار است چه معنایی داشته باشد؟

He’s not supposed to eat chocolate.

او نباید (یا قرار نیست) شکلات بخورد.

You’re supposed to arrive on time.

انتظار می رود سر وقت برسید.

پیشنهاد ما:  جواب های کوتاه در زبان انگلیسی

این آموزش ها ممکنه برایتان مفید باشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *