آموزش مکالمه زبان انگلیسیبلاگ

آدرس پرسیدن و آدرس دادن در زبان انگلیسی

در دنیای امروزی، توانایی درخواست و دادن آدرس به زبان انگلیسی از مهارت‌های بسیار ضروری آموزش زبان انگلیسی است. مهم نیست که شما به چه کشوری سفر می‌کنید، انگلیسی یک زبان بین المللی است. بنابراین این مهارت به شما کمک می‌کند در سفرهای خود به کشورها و شهرهای مختلف، بتوانید از افراد برای پیدا کردن مکان مورد نظرتان کمک بگیرید. همچنین ممکن است علاقه مند باشید که به توریست هایی که به شهر شما آمده اند، کمک و آنها را راهنمایی کنید.

در این مقاله آموزشی، ما به شما نحوه پرسیدن آدرس از دیگران و همچنین نحوه آدرس دادن را به شیوه‌های مختلف به شما آموزش می‌دهیم. از شروع مکالمات ساده و روزمره تا مهارت‌های پیشرفته تر برای ارتباط در مواقع خاص، شما در این مقاله قادر به یادگیری تکنیک‌ها و واژگان مورد نیاز برای انجام این کار خواهید بود.

آدرس پرسیدن و آدرس دادن در زبان انگلیسی

عبارات برای پرسیدن آدرس

قبل از اینکه از فردی آدرسی که می‌خواهیم را بپرسیم مودبانه تر است که سعی کنیم با او مکالمه ای آغاز کنیم و توجه او را به خودمان جلب کنیم. مثال هایی از جملاتی که برای این کار می‌توانید به کار ببرید را در ادامه آورده ایم:

 ‎”Excuse me, I hope you can help me. I’m a bit lost…”

معذرت می‌خواهم،امیدوام تو بتوانی به من کمک کنی. من کمی گم شده ام…

“Hi there, I’m trying to find my way to…”

سلام، من دارم تلاش می‌کنم مسیر رسیدن به … را پیدا کنم.

“Hi there, I’m a newcomer to this area, and I was hoping for your guidance…”

“سلام، من تازه به این منطقه آمده ام و امیدوارم تو بتوانی من را راهنمایی کنی…”

‎”Good morning/afternoon/evening. I’m looking for…”

صبح/ظهر/عصر تان بخیر. من به دنبال … هستم.

“Pardon me, but I could use some guidance. I’m trying to get to…”

معذرت می‌خواهم اما می‌توانم از راهنمایی‌ات استفاده کنم. من دارم تلاش می‌کنم تا به … برسم.

‎”Hi, I’m a little disoriented at the moment. Can you tell me how to reach…”

من در حال حاضر کمی سردرگم شده ام. می‌شود بگویی که چطوربه …برسم

“Hello, quick question: Are you familiar with the route to……”

سلام. یه سوال سریع: تو مسیر رسیدن به… را می دونی؟

‎”Hey, I’m hoping you can assist me. I need to find…”

“هی، امیدوارم بتونی کمکم کنی. من باید … را پیدا کنم.”

با شروع کردن مکالمه به این شکل، احترام تان را به فرد مقابل نشان می‌دهید. که این موضوع باعث می‌شود افراد تمایل بیشتری برای کمک کردن به شما داشته باشند. بعد از بیان این عبارات نوبت این است که آدرس محل مورد نظرتان را بپرسید که برای این کار می‌توانید از عبارت های زیر استفاده کنید.

‎”Excuse me, can you tell me how to get to the nearest subway station?”

معذت می‌خوام. می‌توانی به من بگویی چطور می‌شود به نزدیک ایستگاه قطر رسید؟

“I’m a bit lost. Could you point me in the direction of the city center?”

من مقداری گم شده ام. می‌توانی با اشاره به من مسیر رسیدن به مرکز شهر را بگویی؟

“Is there a gas station nearby? I need to fill up my tank. Can you give me directions?”

این نزدیک پمپ بنزین هست؟ باید باکم را پر کنم. می توانی راهنماییم کنی؟

‎”I’m looking for the nearest post office. Can you help me find it?”

من به دنبال نزدیک ترین اداره پست هستم. می‌توانی کمکم کنی پیدایش کنم؟

‎”I’m trying to find the Ordibehesht Street. Do you know which way I should go?”

من دارم تلاش می‌کنم خیابان اردیبهشت را پیدا کنم. تو می‌دونی کدام طرف باید بروم؟

“Which way is the closest bus stop from here?”

نزدیک ترین ایستگاه اتوبوس نزدیک به اینجا از کدام طرف است؟

“I’m new in town. Can you show me how to get to the art museum?”

من تازه به اینجا آمده ام. می توانی به من نشان بدهی چطور به موزه هنر بروم؟

‎”Could you please direct me to the nearest grocery store?”

می‌توانی لطفا من را به نزدیک ترین فروشگاه مواد غذایی راهنمایی کنی؟

“I’m meeting a friend at the coffee shop on Enghelab Street. How do I get there from here?”

من با دوستی در کافی شاپی در خیابان انقلاب قرار دارم. چطور از اینجا به آنجا بروم؟

“I’m looking for the Johnson Building. Can you guide me to it?”

من به دنبال ساختمان جانسون هستم. می توانی مرا راهنمایی کنی؟

این عبارات زمانی مفید هستند که در یک منطقه ناآشنا هستید و برای یافتن راه خود به کمک نیاز دارید. آنها مؤدبانه هستند و می توانند به شما کمک کنند اطلاعات مورد نیاز خود را از افراد محلی یا رهگذران دریافت کنید.

عبارات برای راهنمایی آدرس (آدرس دادن)

“Go straight ahead for about two blocks.”

حدود دو بلوک مستقیم به جلو برو.

“Turn left at the traffic light.”

وقتی به چراغ راهنمایی رسیدی به چپ بپیچ.

“Take a right onto Main Street.”

در خیابان اصلی به سمت راست برو.

“Continue on this road until you see a big blue building on your left.”

این خیابان را ادامه بده تا زمانی که ساختمان بزرگ آبی رنگ را در سمت چپ ات ببینی.

‎”Keep walking until you reach the second intersection, then turn right.”

به راه رفتن ادامه بده تا زمانی که به تقاطع دوم برسی. سپس به راست بپیچ.

“Go past the park, and it will be on your left.”

پیشنهاد ما:  روانشناسی یادگیری زبان انگلیسی (راهکارهایی برای یادگیری بهتر)

پارک را رد کن و آن (مکان مورد نظر) سمت چپ ات خواهد بود.

“Cross the bridge, and you’ll find it on the other side.”

از پل عبور کن و آنرا در آن طرف (پل) پیدا خواهی کرد.

“Make a U-turn at the next intersection.”

در تقاطع بعد، دور بزن.

“It’s just around the corner.”

این (مکان مورد نظر) همین نزدیکی است.

“You can’t miss it; it’s the tallest building in the area.”

تو نمی‌توانی متوجه اش نشوی. آن بزرگ ترین ساختمان منطقه است.

“Follow the signs for the airport; they’re well-marked.”

علامت هایی (که برای رسیدن به فرودگاه گذاشته اند) را دنبال کن، آنها به خوبی علامت گذاری شده اند.

“You’ll need to take the subway, and it’s two stops from here.”

تو باید سوار قطار شوی، و آن دو ایستگاه از اینجا فاصله دارد.

‎”Head in the direction of the mountains, and you’ll get there.”

به سمت کوه ها حرکت کن و به آنجا میرسی.

“Once you reach the roundabout, take the second exit.”

پس از رسیدن به دوربرگردان، از خروجی دوم خارج شوید.

‎”When you see a gas station on your right, turn left.”

وقتی که پمپ بنزین را در سمت راست‌ات دیدی به چپ بپیچ.

“Just follow this path, and you’ll come to the beach.”

فقط کافی است این مسیر را دنبال کنی و به ساحل می‌رسی.

هنگام آدرس دادن، استفاده از نشانه‌ها، نام خیابان‌ها و گفتاری واضح و مختصر برای اینکه مطمئن شوید فرد به طور دقیق متوجه منظورتان می‌شود بسیار مهم است.

دستورالعمل های چقدر فاصله دارد؟

“Could you please tell me how far it is to the nearest gas station from here?”

می‌شود لطفا بگویی نزدیکترین پمپ بنزین از اینجا چقدر فاصله دارد؟

‎”Can you give me an estimate of the distance to the city center from this point?”

می توانی تخمینی از فاصله اینجا تا مرکز شهر به من بدهی؟

“I’m wondering how many miles it is to the beach from our location.”

برای من سوال است که ساحل چند مایل از محل ما فاصله دارد.

“What’s the approximate distance between our hotel and the airport?”

فاصله تقریبی بین هتل ما و فرودگاه چقدر است؟

“Do you know the distance between these two landmarks?”

آیا فاصله بین این دو مکان دیدنی را می دانی؟

“How long of a walk is it to the museum from here?”

از اینجا تا موزه چقدر پیاده روی است؟

در هنگام آدرس دادن یا پرسیدن آدرس، مشخص کردن مسافت ها و فاصله باعث می‌شود ما منظور مان را واضح تر برسانیم.

نمی توانم کمک کنم

ممکن است در شرایطی فردی از شما آدرسی را بپرسد و شما به طور دقیق آن را ندانید یا در موقعیتی باشید که فرصت این کار را نداشته باشید. در این شرایط مهم است که صادقانانه و مودبانه با آن فرد بگویید که نمی‌توانید کمک کنید. مثال هایی از جملاتی که می‌توانید به کار ببرید در ادامه آمده است:

“I’m sorry, but I’m not familiar with this area myself.”

متاسفم، اما من خودم هم با این منطقه آشنا نیستم.

“I wish I could help, but I’m just as lost as you are.”

کاش می‌توانستم کمک کنم، اما من هم مثل تو گم شده ام.

“I’m not from around here, so I don’t know the area well.”

من اهل این اطراف نیستم، بنابراین منطقه را به خوبی نمی‌شناسم.

“I’m afraid I can’t assist you with that; I’m not sure where it is.” 

متاسفم نمی‌توانم در این مورد به شما کمک کنم، مطمئن نیستم کجاست.

‎”I don’t have a map or GPS with me, so I can’t provide directions.”

من نقشه یا جی‌پی‌اس همراه خود ندارم، بنابراین نمی‌توانم مسیرها را به شما بگویم.

“I’m in a hurry, and I don’t have the time to help you find your way.”

من عجله دارم و وقت ندارم به تو کمک کنم راهت را پیدا کنی.

“I’m not the best person to ask; maybe someone else around here can help you.”

من بهترین کسی نیستم که این سوال را بپرسی (زیاد آشنا نیستم با این منطقه) ، شاید فردی دیگر در این اطراف بتواند به شما کمک کند.

‎”I’m sorry, but I can’t recall the exact location.”

متاسفم، اما نمی‌توانم مکان دقیق آن را به خاطر بیاورم.

“I’m not a local, and I don’t know the area at all.”

من از افراد محلی نیستم و اصلا این منطقه را نمی‌شناسم.

در این موقعیت ها مهم است محترمانه رفتار کنید و اگر مطمئن نیستید آدرس اشتباه ندهید. در عوض، پیشنهاد کنید شخصی را پیدا کند که در مورد منطقه اطلاعات بیشتری دارد.

کلمات مهم آدرس دادن و پرسیدن آدرس

مثالمعنیواژه
“Could you please provide me with directions to the nearest gas station?”مسیرDirections
“I use my GPS to navigate through the city.”هدایت کردنNavigate
“The Eiffel Tower is one of the most famous landmarks in Paris.”مکان های دیدنی و گردشگریLandmarks
“Turn left at the next intersection.”تقاطعIntersection
“The distance between these two cities is approximately 100 miles.”فاصلهDistance
“Our final destination is the beach.”مقصدDestination
“The tour guide showed us around the historic city.”راهنماییGuide
“Take the next right turn.”چرخشTurn
“What’s the best route to the airport?”مسیرRoute
“The mountain range is to the west.”غربWest
“The sunrise is in the east.”شرقEast
“Head south until you see the beach.”جنوبSouth
“The north side of the city is colder.”شمالNorth

نمونه مکالمات: نحوه آدرس پرسیدن و آدرس دادن به انگلیسی

A: Excuse me, could you please tell me how to get to the train station?

معذرت می خو‌اهم. آیا تو می‌تونی بهم بگی چطور به ایستگاه قطار بروم؟

B: Of course! You’ll want to go straight ahead, and when you reach the roundabout, take the second exit. The train station will be on your right.

البته! باید مستقیم بروی و  بعد میدان می‌رسی. از خروجی دوم خارج شو. ایستگاه قطار سمت راستت خواهد بود.

A: ‎Thank you very much!

خیلی ممنون!

در این مکالمه فرد اول درباره آدرس ایستگاه قطار می‌پرسد.  کلماتی همانند  “go straight ahead”  به معنای مستقیم حرکت کردن و “roundabout” به معنای میدان برای بیان واضح تر آدرس استفاده شده اند.

معنیواژه
ایستگاه قطارTrain station
مستقیمStraight ahead
میدانRoundabout

A: Hi, I’m trying to find the art museum. Can you help me with directions

من دارم سعی می‌کنم موزه هنر را پیدا کنم. می‌توانی آدرس را به من راهنمایی کنی؟

B: ‎Absolutely! Walk down this street until you reach the intersection. Turn left, and you’ll see the museum on your right.

البته! در این خیابان پایین برو تا به تقاطع برسید. به چپ بپیچ و موزه را در سمت راستت خواهی دید.

A: Thanks a lot!

خیلی ممنون!

“…Hi, I’m trying to find”  یکی از عبارت هایی است که پیش تر گفتیم می‌توان برای شروع مکالمه استفاده کرد.

معنیواژه
تقاطعIntersection
پایین رفتنWalk down

این آموزش ها ممکنه برایتان مفید باشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *