enough

کافی، به اندازه کافی

I can’t run very far. I’m not fit enough.

نمی توانم زیاد بدوم. به اندازه ی کافی بدنم روی فرم نیست.

I can’t run very far. I don’t have enough energy.

نمی توانم زیاد بدوم. انرژی کافی ندارم.

توجه کنید enough بعد از صفت یا قبل از اسم استفاده می شود.

مقایسه کنید:

It’s big enough.

به اندازه ی کافی بزرگ است.

It has enough space.

به اندازه ی کافی جا دارد.

 

Let’s go. We’ve waited long enough.

بیا برویم. به اندازه ی کافی منتظر ماندیم.

There’s too much furniture in this room. There’s not enough space.

مبلمان و وسایل زیادی داخل این اتاق است. جای کافی اینجا نیست.

 

This bag isn’t big enough for all my clothes.

این کیف برای تمام لباس هایم به اندازه ی کافی بزرگ نیست.

 

Does Joe have enough experience to do the job?

جو تجربه ی کافی برای انجام این کار را دارد؟

She’s not old enough to have a driving license.

او به اندازه کافی بزرگ نیست که گواهینامه رانندگی داشته باشد.

مثال ها:

Tall enough for what?

بلند به اندازه کافی برای چه؟

Waitress: OK. Is that enough meat?

گارسون: خیلی خوب. اینقدر گوشت کافی است؟

I don’t drink enough water.

من آب کافی نمینوشم.

too, too much, too many, and enough

زیادی، زیاد (برای اسم های غیر قابل شمارش)، زیاد (برای اسم های قابل شمارش) و به اندازه کافی