So

خیلی، آنقدر، بنابراین

Friday feels so good!

جمعه خیلی حس خوبی دارد!

The story was so stupid.

داستان خیلی احمقانه بود.

The book was so good that I couldn’t put it down.

کتاب آنقدر خوب بود که نمی توانستم آن را پایین بگذارم.

I was so tired that I fell asleep in the armchair.

آنقدر خسته بودم که داخل صندلی خوابم برد.

It was still painful so I went to see a specialist.

هنوز درد داشت بنابراین به دیدن یک متخصص رفتم.

مثال ها:

So when did that all change?

خوب این وضع کی تغییر کرد؟

So you’re a teacher. Is that right?

پس تو معلمی. درسته؟

So all’s well that ends well!

خوب آخرش خوب از آب در آمد.

I was so mad at myself. I really wanted that job!

خیلی از دست خودم عصبانی شدم. واقعا آن کار را می خواستم!