سطح B2 گوش دادنمهارت ها

برقراری ارتباط

آنچه در این مطلب میخوانید

در زندگی، همه ما در مواقع مختلفی نیاز به برقراری ارتباط با دیگران خواهیم داشت. این درس با موضوع برقراری ارتباط، باعث تقویت مهازت های شنیداری، گفتاری، نوشتاری و … شما در مورد این موضوع خواهد شد.

Mr. Phillips: I hope you’ve been enjoying your vacation. And I hope you haven’t forgotten your English! So, what have you been doing recently to improve your English?
Luisa: Hello, Mr. Phillips. Hi, everybody! I’ve been reading magazines and comic books in English.
Mr. Phillips: Excellent!
Jin: I’ve been making vocabulary flash cards. They really work! And I’ve been keeping a vocabulary notebook.
Marcus: I’ve been chatting online in English.
Mr. Phillips: Fantastic! Have you been doing anything to improve your speaking?
Pedro: I have. Omar and I have been starting conversations with native speakers. We were nervous about it at first, but we’ve been making new friends that way.
Luisa: I’ve been having the best conversations of all. I’ve been talking to myself out loud in front of a mirror.
Marcus: Very funny!
Mr. Phillips: But very helpful, too. Good job, everyone! I’ll see you in class on Monday.

آقای فیلیپس: امیدوارم از تعطیلات خود لذت برده باشید. و امیدوارم انگلیسی خود را فراموش نکرده باشید! بنابراین، اخیراً برای بهبود زبان انگلیسی خود چه کار کرده اید؟
لویزا: سلام آقای فیلیپس. سلام به همه! من در حال خواندن مجلات و کتاب های کمیک به زبان انگلیسی بوده ام.
آقای فیلیپس: عالی!
جین: من دارم فلش کارت واژگان درست می کنم. آنها واقعاً کار می کنند! و من یک دفترچه لغات نگه داشته ام.
مارکوس: من در حال چت آنلاین به زبان انگلیسی بوده ام.
آقای فیلیپس: فوق العاده است! آیا کاری برای بهبود صحبت کردن خود انجام داده اید؟
پدرو: دارم. من و عمر با افراد بومی صحبت می کنیم. ما در ابتدا از این موضوع عصبی بودیم، اما از این طریق دوستان جدیدی پیدا کرده ایم.
لویزا: من بهترین گفتگوها را داشتم. من با خودم جلوی آینه با صدای بلند صحبت می کنم.
مارکوس: خیلی خنده دار است!
آقای فیلیپس: اما بسیار مفید است. کار خوب، همه! دوشنبه سر کلاس می بینمتون.

Ralph: Excuse me. Do you have a minute?
Mr. Hill: Of course, Ralph. What’s up?
Ralph: Well, I’m trying to find a way to learn English idioms. Can you help me?
Mr. Hill: Well, how about taking one of our conversation courses? I know Ms. Davis teaches a lot of idioms.
Ralph: OK.
Mr. Hill: But why are you so interested in idioms?
Ralph: Oh, a friend and I were making plans, and he said, “Let’s play it by ear.” I asked him to repeat it, but I still didn’t understand.
Mr. Hill: I see. Well, “play it by ear” means you don’t make plans ahead of time. You decide what seems best at the time.
Ralph: Oh, I know that now. I looked it up online. But that’s why I need to learn idioms.

رالف: ببخشید. یک دقیقه وقت دارید؟
آقای هیل: البته رالف. چه خبر؟
رالف: خوب، من سعی می کنم راهی برای یادگیری اصطلاحات انگلیسی پیدا کنم. میشه به من کمک کنید؟
آقای هیل: خوب، در مورد شرکت در یکی از دوره های مکالمه ما چطور؟ می دانم که خانم دیویس اصطلاحات زیادی را آموزش می دهد.
رالف: باشه.
آقای هیل: اما چرا اینقدر به اصطلاحات علاقه دارید؟
رالف: اوه، من و یکی از دوستان داشتیم نقشه می کشیدیم، و او گفت: “بیا با گوش بازی کنیم.” از او خواستم آن را تکرار کند، اما هنوز نفهمیدم.
آقای هیل: می بینم. خوب، “با گوش بازی کن” به این معنی است که شما از قبل برنامه ریزی نمی کنید. شما تصمیم می گیرید که چه چیزی در آن زمان بهترین به نظر می رسد.
رالف: اوه، الان این را می دانم. من آن را آنلاین جستجو کردم. اما به همین دلیل است که باید اصطلاحات را یاد بگیرم.

پیشنهاد ما:  ریچی استار

Akemi: Hello?
Pete: Hi, Akemi. It’s Pete.
Akemi: Oh, hi, Pete. How are things?
Pete: Good, thanks. Listen, have you seen Beth? I’ve left her a lot of voice messages, but she hasn’t returned my calls.
Akemi: That’s strange. Maybe she’s busy and just isn’t checking her voice mail.
Pete: She’s probably screening her calls. It’s too bad, because I really need to ask her to help me with something.
Akemi: Have you tried emailing her?
Pete: Several times, but so far she’s ignored my emails and my texts. That’s not like her.
Akemi: You know, I usually see her at the gym on Sundays.
Pete: Oh, really? Could you ask her to call me back or to text me?
Akemi: Sure, I can do that.

عاکمی: سلام؟
پیت: سلام، آکمی. این پیت است.
عاکمی: اوه، سلام، پیت. اوضاع چطوره؟
پیت: خوب، ممنون. گوش کن، بث را دیده ای؟ من پیام های صوتی زیادی برای او گذاشته ام، اما او به تماس های من پاسخ نداده است.
عاکمی: عجیب است. شاید او مشغول است و فقط پست صوتی خود را بررسی نمی کند.
پیت: او احتمالاً تماس هایش را بررسی می کند. خیلی بد است، زیرا واقعاً باید از او بخواهم که در کاری به من کمک کند.
عاکمی: سعی کردی بهش ایمیل بزنی؟
پیت: چندین بار، اما تا کنون او ایمیل‌های من و پیام‌های من را نادیده گرفته است. اون مثل اون نیست
عاکمی: می‌دانی، من معمولا یکشنبه‌ها او را در باشگاه می‌بینم.
پیت: اوه، واقعا؟ آیا می توانید از او بخواهید که با من تماس بگیرد یا برای من پیامک ارسال کند؟
عاکمی: مطمئنا، من می توانم این کار را انجام دهم.

تمرین

A- Listen to the conversation between Eric and Janine. Write T (true) or F (false).

1- Janine hasn’t read the text that Eric sent her today. __

2- Janine checks her text messages every day. __

3- When a message is important, Janine prefers to send a text. __

4- If Janine needs a quick answer, she usually sends an email. __

پاسخنامه

A
1- T
2- T
3- F
4- F

این آموزش ها ممکنه برایتان مفید باشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *